سلام به وبلاگ یه دختراسفندی خوش اومدین..توی این وبلاگ قراره دلنوشته های من به خدا و متن هایی که از خودم میگم و بیشتر اوقات هم یادداشت روزانه ام نوشته بشه... دلیل نامگذاری وبم هم اینه که "متولدآخرین ماه خدا هستم"پس میشم ته تغاری خدا مثل خیلیا. امیدوارم وب خوبی بشه و تاجایی که میتونم به این وب وفادار بمونم..:-)
رویاهایم را محال میپندارد آنکه از من هیچ نمیداند...
بگذار هرچه میخواهد بگوید خیالی نیست
در ساختن رویاهایم جز خودم هیچ مسؤولی نیست!
برچسب: رویاهایم, نویسنده: پارسا کریمیپور تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 17:25
سلام به وبلاگ یه دختراسفندی خوش اومدین..توی این وبلاگ قراره دلنوشته های من به خدا و متن هایی که از خودم میگم و بیشتر اوقات هم یادداشت روزانه ام نوشته بشه... دلیل نامگذاری وبم هم اینه که "متولدآخرین ماه خدا هستم"پس میشم ته تغاری خدا مثل خیلیا. امیدوارم وب خوبی بشه و تاجایی که میتونم به این وب وفادار بمونم..:-)
برچسب: تبریک, نویسنده: پارسا کریمیپور تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 17:25
برچسب: زیبایی, نویسنده: پارسا کریمیپور تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 17:25
سلام به وبلاگ یه دختراسفندی خوش اومدین..توی این وبلاگ قراره دلنوشته های من به خدا و متن هایی که از خودم میگم و بیشتر اوقات هم یادداشت روزانه ام نوشته بشه... دلیل نامگذاری وبم هم اینه که "متولدآخرین ماه خدا هستم"پس میشم ته تغاری خدا مثل خیلیا. امیدوارم وب خوبی بشه و تاجایی که میتونم به این وب وفادار بمونم..:-)
سلام به وبلاگ یه دختراسفندی خوش اومدین..توی این وبلاگ قراره دلنوشته های من به خدا و متن هایی که از خودم میگم و بیشتر اوقات هم یادداشت روزانه ام نوشته بشه... دلیل نامگذاری وبم هم اینه که "متولدآخرین ماه خدا هستم"پس میشم ته تغاری خدا مثل خیلیا. امیدوارم وب خوبی بشه و تاجایی که میتونم به این وب وفادار بمونم..:-)
پاییز با فرشی زرد و نارنجی در راه است و تابستان با چهره ای گرفته در حال جمع کردن چمدانش.گویا تابستان که یکی از پرکارترین فصل ها است, حوصله ی 9ماه بیکاری را ندارد ...بیایید به بدرقه اش برویم
"به سلامت برگردی تابستان"
برچسب: نوزاد, نویسنده: پارسا کریمیپور تاريخ: چهارشنبه 22 شهريور 1396 ساعت: 10:15
برای از تو گفتن نیاز به وزن و قافیه نیست
تمام شاعرانه هایم را خلاصه میکنم تنها به همین جمله ی کوتاه:
"شکر که هستی جان دلم"
تقدیم به فسقل خاله
برچسب: شکرانه, نویسنده: پارسا کریمیپور تاريخ: چهارشنبه 8 شهريور 1396 ساعت: 1:14
خدایا توروهزاران مرتبه شکر ..بالاخره فسقلی خاله به دنیا اومد..اووف خدا دورش بگردم که هنوز دو روز نشده وابسته به بودنش شدم وای چطور از این فرشته خانوم دل بکنم و برم گنبد ...وقتی نگاش میکنم اونقدر غرقش میشم که دوس ندارم هیچ کار دیگه ای در اون لحظه انجام بدم ..خیلی ریزه میزست فقط یه بار اونم به صورت نشسته بغلش کردم اخه میترسم سربخوره از دستم ..خاله فدای دستای ریزش بشه که انقدر نازن ...خدایا برای